تبليغاتX
مـن گـو لـه
 
مـن گـو لـه
 
 
دل داده ام بر باد بر هر چه بادا باد .......... مجنون تر از لیلی شیرین تر از فرهاد
 
...

گفتگوی من با رادیو زمانه جمعه هشتم خرداد هشتاد و هشت

 

لینک مستقیم زمانه : «خوش‌آمدگویی به طنز سفارشی، در این دوره انتخابات»

 

لینک فایل صوتی کم حجم (برای سرعت پائین اینترنت)

 

نیک آهنگ کوثر : محدوده‌ی زمانی رقابت‌های انتخاباتی، معمولاً بهار فعالیت طنز‌نویسان و کاریکاتوریست‌ها است. در طول ماه‌های اخیر تعداد زیادی از کارتونیست‌ها و کاریکاتوریست‌های مطبوعاتی فعالیت خود را چند برابر کرده‌اند. اما طنزنویسان نیز بسیار فعال شده‌اند و حتا بسیاری از جدی‌نویسان عملاً در روزگار فعلی طنز می‌نویسند. در همین زمینه با علی‌رضا رضایی، طنزنویس سیاسی که بیشتر در عالم وبلاگ و وبلاگ‌نویسی او را می‌شناسیم، گفت‌ و گو کرده‌ام. علی‌رضا ساکن تهران است.

آقای رضایی، فضای انتخاباتی اخیر برای طنز‌نویسان داخلی چه تفاوت کلی با فضای انتخاباتی در سال‌های گذشته دارد؟

جهت‌دارتر و موضوعی شده است. برای کسانی که کار طنز می‌کنند و کسانی که به دنبال سوژه و موردی برای نوشتن هستند به نظر من خیلی جهت‌دار‌تر شده و همه دارند در یک جهت کار می‌کنند و مشخص است که دارند چه کاری انجام می‌دهند. خیلی‌ها هستند که مخالف هستند. اما موافق می‌نویسند که این خیلی خنده‌‌دار است. خیلی‌ها هم هستند که موافق هستند و مخالف می‌نویسند. که این‌ها چیزها و ابدعاتی است که در این دوره دیده می‌شود که من نمی‌دانم سابقه داشته یا نه، اما بعید می‌دانم.

یعنی چه؟ این تناقض و پارادوکس است یا عمداً دارند به نوعی می‌نویسند که کارشان طور دیگری به نظر بیاید؟

فکر می‌کنم در این قضیه تعمد دارند و اصرار دارند که تعمد داشته باشند. یعنی می‌بینم کسی دارد به شدت تبلیغ می‌کند، به وادی خودم اشاره می‌کنم و می‌گویم که دارد طنز می‌نویسد، خیلی هم جهت‌دار و خیلی هم قشنگ ‌می‌نویسد و اصلاً آدم هم خوشش می‌آید و دلش می‌خواهد برود رأی بدهد. اما من مطمئنم که حتماً خودش نمی‌رود رأی بدهد. یعنی خودش هم مطمئن است که نمی‌رود این کار را بکند. این‌ها خیلی خنده‌دار است.

به عبارت دیگر طنزنویس دیگر برای دل خودش نمی‌نویسد؟ سفارشی را می‌گیرد، تبلیغ می‌کند ولی ممکن است که هیچ اعتقادی به آن نداشته باشد؟

فکر می‌کنم افرادی که برای دل خودشان می‌نویسند. خیلی کم‌تر شده‌اند و الان همه ترجیح می‌دهند که برای دل دیگران بنویسند. البته بردن دل دیگران و یا به دست آوردن دل دیگران تفاسیر دیگری دارد که همه‌ی آن‌ها را لحاظ می‌کنند.

یعنی به تفسیر شما، اصطلاح قلم به مزد می‌تواند برای خیلی از طنز‌نویسان در روزگار فعلی مصداق پیدا کند. درست است؟

بله، فقط برای بعضی از طنزنویسان وجود ندارد و برای بقیه وجود دارد. اسامی مختلف دیگری هم وجود دارد که من به خودشان واگذار می‌کنم. چون خودشان عموماً قشنگ‌تر از این اسامی استفاده می‌کنند. این‌ها خیلی جالب و طنزهای بدیعی است که در تاریخ سیاسی سابقه نداشته، ندیده و نخوانده‌ام و یا این‌که سنم قد بدهد و یادم باشد، یادم نمی‌‌آید.

یعنی می‌شود گفت که به دوره‌ی طنز سفارشی عملاً خوش آمدیم؟

فکر می‌کنم که بله. اما بخش بیشتر این مطالب نوشته‌هایی هستند که از کسی سفارشی نمی‌گیرند. که این بخش قضیه اگر قرار باشد به طنز بخندید، خنده‌دار می‌شود.‌

منظور شما این است که کاری را انجام می‌دهند به این امید که بعداً به آن سفارش داده شود؟

دلشان می‌خواهد که به آن‌ها سفارش داده شود. مقداری دارد جبران مافات می‌شود. دارد با زمان پیش می‌رود. مقداری التماس دعاهای بعدی است و خیلی‌ها هستند که کارهای دیگری دارند که از آن راضی نیستند. موقعی که آدم حرفی می‌زند که بقیه می‌خندند چرا همان را ننویسد که بخندند؟ این کار را می‌کنند. شاید موقعی که مسافر‌کشی می‌کنند، جلوه نداشته باشد تا این‌که بیاید و چیزی را که در ذهنش می‌گذرد بنویسد. اتفاقاً چیزهایی که در ذهن مردم می‌گذرد خیلی خنده‌دار است. کسی که می‌تواند این‌ها را روی کاغذ و یا مونیتور بیاورد، ابداع خنده‌داری است که دارد اتفاق می‌افتد.

بخش عمده‌ای از طنزنویسانی که داریم کارهایشان را این روزها می‌خوانیم عملاً دارند علیه دولت می‌نویسند. اما در طرف دولت دارد چه آثار طنزی منتشر می‌شود که می‌تواند برای خواننده‌ها جذاب باشد؟

به نظر من همه‌ی رسانه‌‌های نزدیک به دولت دارند طنز می‌نویسند. جدی‌ترین مقاله‌ی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و در همه‌ی زمینه‌ها آن‌قدر خنده‌دار است یعنی جدی‌ترین اظهار نظر این‌ها، نه این‌که خودشان نمی‌دانند، قطعاً می‌دانند. و رسماً دارند طنز می‌نویسند. خجالت می‌کشند که اعلام کنند. چون فردی قبلاً حرف‌های اقتصادی می‌زد و آدم او را با این عنوان می‌‌شناسد. ممکن است از نظر اطرافیان خودشان ـ همان افراد نزدیک به دولت ـ احساس کنند که دارد ضایع می‌شود. دیگر نمی‌گوید که من طنزنویس شده‌ام. در حد وزیر دارد این اتفاق می‌افتد. وزیر بازرگانی گفته است پیش‌بینی ما در برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی چهارم ۵/۵۷ میلیارد دلار بود ۵۹ میلیارد دلار درآوردیم. یعنی اگر وسط صحبت‌های این آقا، یک وله نشان می‌دادند خودش به چیزی که گفته می‌خندید. همه‌ی این‌ها دارند کار طنز می‌کنند و رویشان نمی‌شود که بگویند.

پس می‌شود گفت که با این تفسیر شما، الان دوره‌ی درخشش و اعتلای طنز است؟

من اصلاً فکر نمی‌کنم که دیگر چنین دوره‌ای تکرار شود. امیدوارم که احمدی‌نژاد بماند که ما این دوره را بیشتر تجربه کنیم.‌

اگر بخواهید فعالیت‌های خودتان را با ماه‌های قبل از آغاز فعالیت‌های انتخاباتی مقایسه بکنید، فعالیت شما در این دوره به چه صورت بوده است؟

فعالیت من در این دوره خیلی کم شد. که برای من تجربه‌ای خیلی خوب بود. چون فکر نمی‌کردم چیزی باعث شود که فعالیت من کم شود. یعنی بالاخره گاهی همین تضادها و چیزهای خنده‌داری را که می‌بیند‌، باعث دلگرمی و انگیزه‌ی فرد نمی‌شود. خیلی‌ها موج منفی هم هستند که آدم می‌گیرد. این اتفاق برای خود من افتاد. من قبلاً روزی سه تا چهار مطلب می‌نوشتم و تا شش مطلب هم نوشته بودم. الان یک مطلب بیشتر نمی‌توانم بنویسم‌.

نهایتاً این‌که مستعار‌نویسی این روزها بسیار رواج پیدا کرده است. البته ممکن است که بتواند امنیت فرد را تضمین کند. اما اعتبارش را خیر. فکر می‌کنید این مستعار‌نویسی تا کی بخواهد به صورت فعلی تداوم داشته باشد؟

تا موقعی که اینترنت باشد و کسی بتواند هر جا بنشیند و بنویسد. چون خیلی از حرف‌ها را فقط می‌شود در پس نام مستعار زد و خیلی از تئوری‌ها فقط در قالب نام مستعار می‌تواند نوشته شود. فرض کنید من به نام «عمه جون» یک مطلبی بنویسم عموماً در قالب همان عمه و حرف‌هایی که به کار همان عمه می‌آید نوشته می‌شود. من قضیه را اینگونه نگاه می‌کنم. چون فکر می‌کنم تا زمانی که از طریق شبکه‌ها، اینترنت پرسرعت موج می‌زند، این‌چنین است. همه حداقل به یک مونیتور دسترسی دارند. یعنی اگر کامپیوتر نداشته باشند مونیتورش را دارند که همین کفایت می‌کند.

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 10 خرداد1388 ساعت  10 بعد از ظهر  توسط علیرضارضائی  | 
اگر خواستید برای بالاترین بفرستید : Balatarin دنباله : Donbaleh
  بالا